جستجو در جاوو

شعر | با صدای شاعر

کاظم سادات اشکوری | تصویرهای بامدادی ۱۵

شعر | با صدای شاعر
2 دقیقه

درباره این اپیزود

▨ نام شعر: تصویرهای بامدادی ۱۵

▨ شاعر: کاظم سادات اشکوری

▨ با صدای: کاظم سادات اشکوری

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

باران هزار بار از این بوته‌ها

صدای خشک‌ شدن را شنیده است

اما سکوت می‌کند این بار

و با نسیم و تبسم

به انتظار ِ پیک ِ مشرقی بامداد می‌ماند

تا در حضور رودخانه و

نوری که در کنار ِچمن‌های شُسته سرگردان است

خاکستر ِ هوا را بشکافد

و یال رنگ رنگی را

بر تپه‌ی مقابل بنشاند

باران هزار بار از این تخته سنگ‌ها

خاطرات سفرهای سختِ درّه‌های سنگلاخی ِ کوهستانی را شنیده است

اما درنگ می‌کند این بار

تا باد ابرهای تازه‌نفس را

از قله‌ها براند و با او

بر تخته‌سنگی بنشیند

در انتظار صبح 

▨