Cozy Corner with Hossein Nasiri | کوزی کرنر با حسین نصیری
پادکست فارسی تصویریای با محوریت خلاقیت!
جایی که شما را خلاقتر و ایدههای شما را جسورانهتر میکند.
کوزی کرنر یک سفر ماجراجویانه و عمیق به فرآیند خلاقیت افرادیست که فرهنگ و هنر امروزمان را تعریف کردهاند، به موفقیتهای عالی دست یافتهاند و داستانهایی خلق کردهاند که ارزش مطالعه دارند و در کنارش شنیدن داستانها و تجربیات فوقالعادهی زندگی آنها از زبان خودشان.
حسین نصیری در کوزی کرنر با برخی از خلاقترین افراد فارسیزبان، کارشناسان و اندیشمندان معاصر مینشیند و به مکاشفهی حقایق ناگفته، درسهای ناآموخته و بینشها و روشهای مهمی میپردازد که خلاقیت او و مخاطبانش را افزایش خواهد داد.
حسین نصیری با هممیزبانی در پادکست کارت صدا، مسئولیت اجتماعی خود نسبت به پادکست فارسی را چنین میداند که پادکستهای مورد علاقه خود را توضیحات کوزیکرنر ذکر کند.
کارت صدا پادکستی گفتوگو محور درباره پادکستهاست که توسط سیاوش صفاریانپور، حسین نصیری و سحر نحوی توسط استودیو بهنحوی دیگر تولید میشود.
پادکستهای فارسی پیشنهادی کوزی کرنر:
| چنل بی و بی پلاس از علی بندری | رختکن بازندهها از سیاوش صفاریانپور، بهزاد عمرانی، مژدگانی و جهانیار قربانی | جافکری از امیرعلی ق | رخ از امیر سودبخش | رادیو مرز از مرضیه رسولی | آلبوم از بردیا برجستهنژاد | ساعت صفر از امین متین | طنزپردازی از محمد پوررشیدی | آزاد از مهدی احمدی | دغدغه ایران از محمد فاضلی | کشو از سحر نحوی | طبقه ۱۶ از سهیل علوی | فیکشن و قصه گو از مرضیه صادقی و امین اردانی | مورخ از احمد هاشمی | کارت صدا از سحر نحوی، حسین نصیری و سیاوش صفاریانپور | صبح جمعه با نشاط از امیرپارسا نشاط | آدمیزاد از سامان دادمندیان | ماجرای مشروطه و شاهنامه خوانی از امیر خادم | خداحافظ آفریقا از سیاوش صفاریانپور و حامد وحدتینسب | رواق از فرزان - فرزین رنجبر | رادیو سیتکام از مهرداد نعیمی | پرسه از عباس سیدین | رادیو دیو | اورسی | بنفش | شاهنامه خودمونی | راوکست | رادیو نیست | تراژدی | ناجی | کارنکن | هلی تاک | انسانک | جعبه | احسانو | کارگاه | فوربو | منگنه | ترپند | لوموس | بایوکست | راوی | چیزکست | از اول | این نقطه | ناشتا | صلح درون | پاراگراف | بازگویی | لیبیدو | ناوکست | رادیو چهرازی | اینک آهنگ | هیرولیک | کارکسب | فلسفه علم | ایستگاه فضایی | عصر حجر | تاریخ ایران | رادیو سانسور | دیالوگ باکس | از شنبه | جنون | نوار زرد | چای با بنفشه | هاگیر واگیر | داستامینوفن | دگم نباش | رادیو ماجرا | مبل قرمز | روشن | اگر پادکستهای انگلیسی هم دوست دارید این گزینهها رو بررسی کنید:
Diary of a CEO | JRE - Joe Rogan Experience | QCODE Podcasts | Wondery Podcasts | TED Podcasts |
املای صحیح نام این پادکست کوزی کرنر با حسین نصیری هست و کوزی کورنر یا کزی کرنر یا کزی کورنر غلط میباشد.
تیم «ناشتا»، جمعی نهنفره از سازندگان پادکست خبری روزانهای به همین نام، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ کیارش، ساینا، سید، چکاوک، مهدی، سارا، رضا، فریناز و رسول.ناشتا از جایی شروع شد که معمولاً پروژهها در آن تمام میشوند: از یک اکیپ دوستی. نه نفر که از سال نود و هشت با…
0
تیم «ناشتا»، جمعی نهنفره از سازندگان پادکست خبری روزانهای به همین نام، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ کیارش، ساینا، سید، چکاوک، مهدی، سارا، رضا، فریناز و رسول. ناشتا از جایی شروع شد که معمولاً پروژهها در آن تمام میشوند: از یک اکیپ دوستی. نه نفر که از سال نود و هشت با هم سفر و مهمانی رفته بودند و حالا دنبال بهانهای بودند برای یک کار مشترک. اول حرف از خریدن زمین در شمال بود، بعد قرار شد پادکست بزنند. چیزی که این جمع را از هزار جمع مشابه جدا میکند، اتفاقی است که روز اول افتاد. بهجای اینکه دور هم بنشینند و کار را با انرژی رفاقت جلو ببرند، نشستند و یک توافقنامه نوشتند و در نه نسخه امضا کردند. سهم هر کس، مالکیت معنوی، و حتی اینکه اگر روزی یکی خواست برود، تکلیف سهمش چه میشود. مهدی سر یکی از بندها زنگ زد و اعتراض کرد، بند شلتر و دوباره فرستاده شد. رفاقت سر جایش ماند و ساختار هم ساخته شد. بعد نوبت فرآیند بود. خودشان میگویند یک مشت مهندساند، و همان نگاه را روی تولید محتوا پیاده کردند. هر روز همه خبر جمع میکنند، خبرها با لایک و دیسلایک در گروه انتخاب میشوند، یک نفر آن روز سردبیر است و لحن نه نفر را یکدست میکند، دو نفر میخوانند و یکی تدوین میکند. سردبیر هر روز عوض میشود. حاصلش شش اپیزود در هفته است و یک اپیزود ویژهٔ شنبه که در آن اجازه دارند هر کاری دلشان میخواهد بکنند. در این مدت با تمام سختیهایی که در بیش از یک سال گذشته وجود داشته پروژه متوقف نشده است حتی ماههایی که به گفتهٔ خودشان همه ناامید بودند و کسی حوصلهٔ کار تیمی نداشت. رسول در سختترین روزها از اپیزودها کنار کشید و بچهها کاورش کردند و بعد خودش را رساند. فریناز روزهایی که خودش داغان بود، نمک جمع را نگه داشت. و بخش کمگفتهشدهٔ ماجرا اقتصاد آن است. ناشتا تا امروز آوردهای داشته و هیچکدام یک ریال برنداشتهاند. همهاش نگه داشته شده برای پلن بعدی. همه شغل اول دیگری دارند و همه، بدون استثنا، میگویند میخواهند روزی ناشتا شغل اولشان باشد. کیارش پلن سال بعد را بیتعارف میگوید: بزرگترین پادکست فارسی شدن. در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه تیم ناشتا باشید تا از تبدیل شدن یک گروه دوستی به یک تیم حرفهای، از نوشتن توافقنامه بین رفقا، از طراحی فرآیندی که شش روز در هفته خروجی میدهد، از چرخاندن چهار میکروفن بین نه نفر در تهران، و از اینکه خلاقیت کجا اتفاق میافتد گفتوگو کنیم. این شما و این گفتوگوی جذاب تیم «ناشتا» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و…
آقای «رامیار منوچهرزاده»، عکاس، کیوریتور، فعال فرهنگی هنری و کارگردان و تهیهکنندهی پادکستهای «رادیونیست»، «ویکیپز» و «رادیوکامرس»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛رامیار منوچهرزاده از معدود کسانی است که یک پروژهی فرهنگی را همزمان از سه جای مختلف دیده است: از پشت دوربین بهعنوان هنرمند، از پشت میز بهعنوان تهیهکننده، و از…
0
آقای «رامیار منوچهرزاده»، عکاس، کیوریتور، فعال فرهنگی هنری و کارگردان و تهیهکنندهی پادکستهای «رادیونیست»، «ویکیپز» و «رادیوکامرس»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ رامیار منوچهرزاده از معدود کسانی است که یک پروژهی فرهنگی را همزمان از سه جای مختلف دیده است: از پشت دوربین بهعنوان هنرمند، از پشت میز بهعنوان تهیهکننده، و از پشت میز مذاکره بهعنوان کسی که باید پول این پروژه را جور کند. در مسیرش از سنندج به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رسید، در دههی هشتاد با علی ناجیان به عکاسی استیج و خلق برند هنری «علی رامیار» رسید و بعد به سهگانهی ولیعصر، شریعتی و انقلاب؛ سه پروژهی چهارساله با نزدیک به هشتاد نفر که در آنها شهر را مثل یک آرشیو زنده ورق زدند. همان سالها هم به عوان یک مدرس سر کلاس میرفت و هنوز هم هفتهای یک روز این کار را میکند. «رادیونیست» دقیقاً از دل همین ورق زدن بیرون آمد. آبان ۱۳۹۸ با اپیزود کابارهی میامی شروع شد؛ بیست و هشت دقیقهای که هیچکس حاضر نبود برایش مصاحبه بدهد. اما چیزی که رادیونیست را از پادکستهای آن دوره جدا کرد، همین سرسختی بود: به جای آنکه یک روایت خطی از A به B ساخته شود، برای هر اپیزود تا پانزده مصاحبه انجام میشود و تحریفها و تناقضهای تاریخ شفاهی کنار هم مینشینند. رامیار همین کار را سالها قبل در پایاننامهی کارشناسی ارشدش کرده بود؛ نشستن پای حرف بهمن جلالی و یحیی دهقانپور و مهران مهاجر و تبدیل کردن تاریخ عکاسی ایران به یک روایت دویست و پنجاه صفحهای. اما بخش کمگفتهشدهی داستان جای دیگری است. رادیونیست اولین پروژهی پادکست فارسی بود که مالکیت معنویاش را یک مجموعهی تجاری خرید و شش سال تمامقد پایش ایستاد. و وقتی آن مجموعه صادقانه گفت دیگر نمیتواند ادامه بدهد، رامیار نقشی را بازی کرد که خودش اسمش را میگذارد «دولت انتقالی»؛ نشستن بین فروشنده و خریدار، قیمتگذاری یک آیپی که هیچ فرمولی برایش وجود نداشت، و انتقال مالکیت بدون آنکه حتی یک اپیزود دیر منتشر شود یا مخاطب چیزی بفهمد. پشت این آرامش، یک تعهد سنگین ایستاده است. رامیار خودش را وکیل سه گروه میداند: مالکان، آن پنجاه شصت نفری که هویت حرفهایشان به این پروژه گره خورده، و شنوندهای که هفت سال است ماهی دو بار منتظر میماند. جملهای که در این گفتوگو چند بار برمیگردد سراغش همین است: من رادیونیست نیستم، رادیونیست مال من نیست. و نکتهی کمیاب دربارهی رامیار، سخاوتش در باز کردن همین سازوکار است. او به همراه حسین در این گفتوگو مرز اسپانسرشیپ و پارتنرشیپ را باز میکند، توضیح میدهد چرا معرفی مستقیم بعد از هفت سال دیگر جواب نمیدهد، و چرا به قول خودش اسپانسر گاو شیرده نیست که فقط بدوشیاش. حرفش این است که تا وقتی پادکست فارسی پروژهای دلی و شخصی بماند و به…
آقای «سامان دادمندیان»، سازنده و میزبان پادکست «آدمیزاد»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» است؛فرض کنید کسی بخواهد پادکستی بسازد که هیچکدام از قواعد رشد را رعایت نکند. نه مهمان مشهوری داشته باشد، نه میزبان چهرهای که بشود رویش حساب کرد، نه حتی تصویری از مهمانها. آدمهای معمولی بنشینند و دو ساعت از…
0
آقای «سامان دادمندیان»، سازنده و میزبان پادکست «آدمیزاد»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» است؛ فرض کنید کسی بخواهد پادکستی بسازد که هیچکدام از قواعد رشد را رعایت نکند. نه مهمان مشهوری داشته باشد، نه میزبان چهرهای که بشود رویش حساب کرد، نه حتی تصویری از مهمانها. آدمهای معمولی بنشینند و دو ساعت از تلخترین بخشهای زندگیشان بگویند. طبق هر منطق آشنایی، این کار نباید جواب بدهد. اما آدمیزاد از اردیبهشت پارسال در حالی که دو جنگ، دی ماه و ماهها قطعی اینترنت را تجربه کردهایم با بیست اپیزود، نزدیک به دو میلیون بار شنیده شد. سوال اصلی اینجاست که چطور این اتفاق رقم خورده است. سامان میگوید چیزی به اسم الگوریتم شبکههای اجتماعی وجود ندارد؛ آنچه هست الگوریتم آدمهاست. پنجاه سال پیش روزنامه بود، بعد تلویزیون و رادیو آمد و حالا شبکههای اجتماعی؛ ابزار عوض شده اما آنطرف ماجرا همچنان همان انسان نشسته با همان کمبودها و همان انگیزههای پنهان. کسی که این را بفهمد لازم نیست دنبال ساختار و هوک و فرمول وایرال شدن بگردد. اما این حرف یک سایهی تاریک هم دارد. اگر بشود دقیقاً فهمید چه چیزی آدمها را تکان میدهد، همان دانش را میشود برای فروش بیمهی عمر با ترساندن، یا فروش لباس زیر با دست گذاشتن روی حقارت آدمها هم به کار برد. سامان هر دو سر این طیف را از نزدیک میشناسد؛ هم کسی که برای برندها محتوایی با دهها میلیون بازدید میسازد، هم کسی که پای روایت خشونت خانگی و اعتیاد نشسته. سؤال ما همین بود: مرز کجاست؟ و او مرزی دارد که سر آن ایستاده، حتی وقتی میداند پشت آن مرز داستانهایی هست که پادکستش را میترکاند. پشت اینها یک باور سادهتر هم هست. اسم پادکست قرار بود «کنتراست» باشد، چون زندگی نه سیاه است نه سفید. آن که بد شروع میکند و خوب تمام میشود آدمیزاد است، آن که خوب شروع میکند و بد تمام میشود هم آدمیزاد است، و آن که از اول تا آخر بد میماند هم. برخلاف روایتهای آشنای موفقیت، اینجا هیچکس قول پایان خوش نداده. در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» کوزی کرنر است، همراه سامان دادمندیان باشید تا دربارهی دلایل استقبال از آدمیزاد، شناخت پرسونای مخاطب و انگیزههای پنهان پشت هر واکنش، رساندن مخاطب از اینستاگرام به پادکست، پیدا کردن و انتخاب مهمانها و صحتسنجی روایتها، تابوهایی که نمیشود سراغشان رفت، نقش کیفیت فنی در موفقیت یک کار و نسبت هنر و مارکتینگ گفتوگو کنیم. این شما و این گفتوگوی جذاب «سامان دادمندیان» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
خانم «مرضیه صادقی» و آقای «امین اردانی»، تهیهکنندگان و راویان پادکستهای «فیکشن» و «قصهگو»، مهمانان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛مرضیه صادقی و امین اردانی را با دو صدا میشناسیم که کنار هم قصه تعریف میکنند؛ یکی در «فیکشن» که هفت سال است سراغ اتفاقهای واقعیِ باورنکردنی میرود، و یکی در «قصهگو» که…
0
خانم «مرضیه صادقی» و آقای «امین اردانی»، تهیهکنندگان و راویان پادکستهای «فیکشن» و «قصهگو»، مهمانان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ مرضیه صادقی و امین اردانی را با دو صدا میشناسیم که کنار هم قصه تعریف میکنند؛ یکی در «فیکشن» که هفت سال است سراغ اتفاقهای واقعیِ باورنکردنی میرود، و یکی در «قصهگو» که متنهای کهن ادبیات فارسی و اساطیر جهان را دوباره شنیدنی کرده است. اما نکتهی جالب اینجاست که این همکاری از یک توییت شروع شد. سال ۱۳۹۸، مرضیه که ادبیات داستانی خوانده بود جلسهی نقد داستان برگزار کرد و امین که مهندس نرمافزار بود و از روزمرگی خسته، پوستر جلسه را در توییتر دید و رفت. آن روز میان بحثی دربارهی جریان سیال ذهن نشست، چیزی نفهمید، و بیسروصدا بیرون آمد. فردایش مرضیه در توییتر پرسید آن آقایی که کنارم نشسته بودی که بودی؟ پاسخ آن توییت، امروز دو پادکست و بیش از سیصد اپیزود است. مسیرشان هم مثل هر مسیر مستقلی، پر از آزمون و خطا بوده است. از ضبط اپیزود اول در یک استودیوی مذهبی در سیدخندان گرفته تا ساختن یک باکس چوبی آکوستیک در خانه و خریدن تجهیزات با وام ازدواج. جایی در میانهی همهی اینها فهمیدند که میشود روی این کار حساب کرد؛ و هر دو کارمندی را رها کردند تا تماموقت پای تولید محتوا بایستند. قرارداد اولیهی «فیکشن» ساده بود: سراغ اتفاقهایی برویم که در منطق آدم جا نمیشوند. همین اسمش را ساخت. بعدها مسیرش به تروکرایم یا داستانهای جنایی واقعی رسید، اما آن نگاه اولیه ماند؛ روایت آدمهایی که کارشان با هیچ علت و معلولی توضیح داده نمیشود. «قصهگو» اما از یک حسرت متولد شد. مرضیه همیشه دلش میخواست کاری در حوزهی تحصیلش بکند و «فیکشن» این فرصت را نمیداد. حالا در «قصهگو» متن کلاسیک را کامل میخواند، خلاصه و روایت میکند؛ از شاهنامه و لیلی و مجنون تا منظومههای کمشنیدهای مثل ویس و رامین. کاری سختتر از «فیکشن»، اما به گفتهی خودش با ارزش معنوی بیشتر. شاید بشود گفت وجه مشترک هر دو پروژه، همان کد اخلاقی روشنی است که برای خودشان تعریف کردهاند؛ نه شبهعلم، نه خرافه، نه محتوای جنسیتزده و نژادپرستانه، و نه سوار شدن بر ترندهای روز و احساسات مخاطب. و در کنارش، تعهدی که به آن میبالند: از روز اول تا امروز، حتی یک دقیقه در انتشار اپیزودهایشان تأخیر نداشتهاند. در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه مرضیه صادقی و امین اردانی باشید تا از شکلگیری «فیکشن» و «قصهگو»، فرآیند نوشتن و تولید، استراتژی رشد در پلتفرمهای مختلف، اقتصاد پادکست مستقل و تجربهی زندگی و کار کنار هم گفتوگو کنیم. این شما و این گفتوگوی جذاب «مرضیه صادقی»، «امین اردانی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم…
آقای «حسام مقدم»، وکیل دادگستری، کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی و راوی پادکست جنایی «بازگویی»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛حسام مقدم از معدود کسانی است که جنایت را از سه پنجرهی متفاوت تماشا کرده است: سالها بهعنوان خبرنگار جنایی ایسنا پای ثابت دادسراها و صحنههای جرم بود، بعدها دبیر بخش…
1
آقای «حسام مقدم»، وکیل دادگستری، کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی و راوی پادکست جنایی «بازگویی»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ حسام مقدم از معدود کسانی است که جنایت را از سه پنجرهی متفاوت تماشا کرده است: سالها بهعنوان خبرنگار جنایی ایسنا پای ثابت دادسراها و صحنههای جرم بود، بعدها دبیر بخش حقوقی و سردبیر تحریریهی شبکههای اجتماعی همان خبرگزاری شد، و در تمام این سالها حقوق خواند و ردای وکالت پوشید. «بازگویی» که از سال ۱۴۰۳ آغاز شد، محل تلاقی همین سه پنجره است؛ پادکستی که خیلی زود پادکست برتر دومین رویداد ملی پادکست فارسی در حوزهی سرگرمی و اطلاعات عمومی شد. «بازگویی» روایت مستند جنایتهای مشهور ایران است؛ از شهلا جاهد و بیجه تا خفاش شب و خانهی وحشت. اما آنچه آن را از روایت صرف روزنامهای جدا میکند، عمقی است که راویاش به دنبال آن است. حسام در هر پرونده تلاش میکند چندصدایی حاکم باشد و صدای همهی آدمهای دخیل در ماجرا شنیده شود؛ بهخصوص آنها که هیچوقت تریبونی نداشتهاند. به قول خودش، در یک جنایت پلیس حرف میزند، قاضی حرف میزند، حتی متهم فرصت حرف زدن دارد؛ اما قربانی که زیر خاک رفته، هیچوقت وقت دفاع نداشته است. قاعدهای که او روز اول برای خودش گذاشت، ساده اما دشوار است: «تو راوی هستی، نه قاضی.» برای همین در روایتهایش نه صفتی به مجرم میچسباند و نه اشک مخاطب را هدف میگیرد. در عوض با نگاه جرمشناسانه سراغ ریشهها میرود؛ اینکه در ذهن مرتکب چه گذشته، بزهدیده که بوده و آدمهای یک پرونده، سالها بعد از جنایت، به کجا رسیدهاند. همین نگاه ریشهای است که روایتهایش را از قضاوت دور و به همدلی نزدیک میکند. حسام باور دارد اگر شرایط زندگیاش طور دیگری رقم خورده بود، شاید امروز خودش جای یکی از همین متهمها نشسته بود. شاید برای همین است که وقتی سراغ بازماندگان میرود، پیش از هر چیز به آنها حق میدهد که حرف نزنند؛ و وقتی حرف میزنند، خودش را جایشان میگذارد. نکتهی کمیاب دربارهی حسام، سخاوت اوست. برخلاف بسیاری که روش کارشان را «اسرار حرفهای» میدانند، او در این گفتوگو مسیر تحقیقش را قدمبهقدم باز میکند؛ به این امید که کسی از راه برسد و تروکرایم ایرانی بهتری بسازد. به قول خودش، بخل داشتن در این قضیه ارزشی ندارد. اما پشت این روایتهای آرام و بیطرف، کاری پرتنش نهفته است: راه رفتن روی لبهی باریک آگاهیبخشی بدون آموزش جرم، و باز کردن زخمهایی که صاحبانشان سالها تلاش کردهاند بسته بماند. حسام در این گفتوگو از همین پشتصحنه میگوید؛ از فرآیند شکار مستندات و آرشیوها، از هنر پیدا کردن آدمهایی که هیچکس سراغشان نرفته، و از پروندههایی که هنوز رهایش نکردهاند؛ از جمله تماس تلفنی شهلا جاهد با او، مدتی پیش از اجرای حکم. در این قسمت از کوزی کرنر که…
آقای «علیرضا بنیجانی» تهیهکننده، پژوهشگر، مترجم و راوی پادکست تاریخی «پاراگراف»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛علیرضا بنیجانی را بیشتر از هر چیز با صدایی میشناسیم که تاریخ را از دل کتابهای تاریخی بیرون کشیده و به قصههایی شنیدنی تبدیل کرده است. اما نکتهی جالب اینجاست که «پاراگراف»، یکی از شناختهشدهترین پادکستهای…
0
آقای «علیرضا بنیجانی» تهیهکننده، پژوهشگر، مترجم و راوی پادکست تاریخی «پاراگراف»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ علیرضا بنیجانی را بیشتر از هر چیز با صدایی میشناسیم که تاریخ را از دل کتابهای تاریخی بیرون کشیده و به قصههایی شنیدنی تبدیل کرده است. اما نکتهی جالب اینجاست که «پاراگراف»، یکی از شناختهشدهترین پادکستهای تاریخ به زبان فارسی، به قول خودش حاصل این بود که او تاریخ را دوست نداشت. آنچه علیرضا دوست نداشت، تاریخ خشک کلاسها و فهرست بلند تاریخها و اسامی بود و آنچه بعدها پیدا کرد، تاریخ به شکل قصه بود. قصهای که مثل رمان و فیلم میتواند آدم را به تأمل وادارد و پرسشهایی دربارهی انسان، جامعه و امروز پیش رویش بگذارد. مسیر او به پادکست پر از آزمون و خطا بوده است. از فیلمسازی آماتور با دوربین خانگی و تئاتر دانشجویی گرفته تا روزنامهنگاری، ترجمهی کتاب و تدوین. جایی در میانهی همهی این تجربهها بود که فهمید آنچه واقعاً برایش جذابیت دارد، خود رسانه است؛ اینکه بتوانی از یک مجرا چیزی را به گوش مخاطبت برسانی. پادکست، مدیومی که با شنیدن اولین قصههای صوتی فارسی کشفش کرد، همان مجرایی شد که همهی این علاقهها را یکجا در خود جای داد. در «پاراگراف»، بنیجانی روایتش را نه بر یک کتاب، بلکه بر پژوهش در منابع متعدد بنا میکند. منابع را کنار هم میگذارد، روایتها را میسنجد و از دل آنها قصهی خودش را بیرون میکشد. برای او تاریخ مجموعهای از حقایق قطعی نیست؛ میدان جنگ روایتهاست و هر مورخ راویای است که از نقطهای مشخص به گذشته نگاه میکند. شاید به همین دلیل است که با آنکه سراغ ساختن اپیزودهایی از تاریخ ایران نمیرود، معتقد است تمام اپیزودهایش دربارهی ایران است. چون از اینجا و اکنون، و با دغدغههای امروز خودش، به گذشتهی جهان نگاه میکند. شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای علیرضا بنیجانی، از ترجمه و پژوهش تا ساخت «پاراگراف»، همین کنجکاوی سیریناپذیر است. همان چیزی که خودش به شوخی «سندروم علاقهی بیقرار» مینامد؛ میلی به اینکه هر چیز جذابی را از نزدیک تجربه کند و ببیند خودش در آن چگونه است. در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه علیرضا بنیجانی باشید تا از قصهگویی با تاریخ، فرآیند پژوهش و روایتسازی در «پاراگراف»، فراز و فرودهای مسیر پادکستسازی و آیندهی صنعت پادکست فارسی گفتوگو کنیم. این شما و این گفتوگوی جذاب «علیرضا بنیجانی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
آقای «امین متین» نویسنده، کارگردان، داستانپرداز و خالق پادکست داستانی «ساعت صفر»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛امین متین را شاید بیشتر از هر چیز با قصههایی بشناسیم که مرز میان واقعیت و خیال را کمی جابهجا میکنند؛ قصههایی که از دل زندگی روزمره آغاز میشوند، اما تنها با یک تغییر کوچک…
0
آقای «امین متین» نویسنده، کارگردان، داستانپرداز و خالق پادکست داستانی «ساعت صفر»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ امین متین را شاید بیشتر از هر چیز با قصههایی بشناسیم که مرز میان واقعیت و خیال را کمی جابهجا میکنند؛ قصههایی که از دل زندگی روزمره آغاز میشوند، اما تنها با یک تغییر کوچک در قواعد جهان، مخاطب را به سفری میبرند که پایانش قابل پیشبینی نیست. او از دل تئاتر و سینما به دنیای پادکست رسید؛ جایی که فهمید برای ساختن یک جهان داستانی، همیشه به دوربین، لوکیشن و گروهی بزرگ نیاز نیست. گاهی صدا، موسیقی و تخیل مخاطب، از هر تصویر واقعی قدرتمندتر عمل میکنند. نتیجه این نگاه، «ساعت صفر» شد؛ اثری که بیش از آنکه یک پادکست معمولی باشد، تجربهای از یک روایت سینمایی است که تنها با صدا ساخته میشود. جالب اینجاست که علاقهی امین متین به قصه، محدود به ژانر خاصی نیست. او از داستانهایی حرف میزند که فقط یک عنصر غیرعادی را وارد دنیایی کاملاً واقعی میکنند؛ تغییری کوچک که کافی است همهچیز را زیر سؤال ببرد. شاید به همین دلیل، در آثارش، سفر در زمان یا عناصر علمیتخیلی، بیش از آنکه هدف باشند، ابزاری برای پرداختن به پرسشهایی درباره انتخاب، سرنوشت، هویت و مسئولیت انساناند. او در سالهایی که «ساعت صفر» را ساخته، نشان داده که قصهگویی فقط به نوشتن یک داستان خوب محدود نمیشود؛ بلکه از ریتم روایت، طراحی صدا، سکوت، موسیقی و حتی اعتماد به تخیل شنونده شکل میگیرد. برای او، مخاطب فقط شنونده نیست، بلکه بخشی از فرآیند ساختن جهان داستان است. شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای امین متین، از نویسندگی و کارگردانی تا ساخت «ساعت صفر»، همین باور به قدرت قصه است؛ اینکه اگر داستانی برای گفتن داری، باید آن را با زبانی روایت کنی که خودت به آن ایمان داری، نه صرفاً زبانی که بیشتر دیده یا شنیده میشود. در این قسمت از کوزی کرنر، همراه امین متین باشید تا از جهان قصهها، مرز میان سینما و پادکست، خلق دنیاهای خیالی و مسیری که «ساعت صفر» را به یکی از مهمترین پروژههای داستانی صوتی فارسی تبدیل کرده است، گفتوگو کنیم. این شما و این گفتوگوی جذاب «امین متین» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
آقای «عباس سیدین» نویسنده، مترجم و پادکستر، از پادکستهای «پرسه» و «بیپلاس» مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛عباس سیدین را شاید بیشتر از هر جای دیگری با صدایش بشناسیم؛ صدایی که از دل کتابها و پرسشهایی که خودش هم پاسخشان را نمیداند بیرون میآید. او نام پادکستش را «پرسه» گذاشته، و این کلمه…
1
آقای «عباس سیدین» نویسنده، مترجم و پادکستر، از پادکستهای «پرسه» و «بیپلاس» مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ عباس سیدین را شاید بیشتر از هر جای دیگری با صدایش بشناسیم؛ صدایی که از دل کتابها و پرسشهایی که خودش هم پاسخشان را نمیداند بیرون میآید. او نام پادکستش را «پرسه» گذاشته، و این کلمه بهخوبی نشان میدهد کارش چیست: نه سخنرانی از موضعی از پیش تعیینشده، بلکه گشتوگذاری کنجکاو در میان کتابها و ایدهها، با این باور که هر پاسخ، در واقع دریست بهسوی چند پرسش تازهتر. جالب اینجاست که سیدین از دل موسیقی به این مسیر رسیده؛ او کارشناسی ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی را از دانشگاه تهران گرفته، رشتهای که ظاهرا ربطی به علم، فلسفه و روانشناسی که امروز محور کارش شده ندارد. اما شاید همین پیشینهی موسیقایی به گوش او آموخته که چطور در میان انبوهی از منابع و کتابها، ریتم یک روایت را پیدا کند و آن را به زبانی ساده و صمیمی برای مخاطب فارسیزبان بازگو کند. او همزمان با اجرا و تولید، مترجم هم هست؛ کاری که در نگاه اول ساکتتر و کمسروصداتر از پادکست به نظر میرسد، اما از جنس همان کنجکاوی است. ترجمهی کتابهایی مثل «عقل در برابر جنون» و «محتوم»، و کارهایی که هنوز در راهند، از داروین تا مککارتی، نشان میدهد سیدین ترجمه را هم نوعی پرسه میداند؛ پرسهای در ذهن نویسندهای دیگر، برای آنکه حاصلش را به زبان خودمان برگرداند. شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای سیدین، از نوشتن پادکست «بیپلاس» تا ساختن «پرسه» و ترجمهی کتاب، همین یک چیز است: اعتقاد به اینکه فهمیدن، مقصد نیست، مسیر است. و او سالهاست این مسیر را با صدای خودش برای دیگران هم روایت میکند. در این قسمت از کوزی کرنر، همراه عباس سیدین باشید تا از دل موسیقی، کتاب و ترجمه به یک پرسهی مشترک برسیم. این شما و این گفتوگوی جذاب «عباس سیدین» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
قسمت صفر پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» از پادکست تصویری کوزی کرنر با حضور حسین نصیری منتشر شد؛پروندهای که آغاز مسیری تازه است برای بررسی و تحلیل دنیای پادکستهای فارسی.در این اپیزود، حسین نصیری از شکلگیری این پرونده و دلایل اهمیت جریان پادکست فارسی میگوید؛اگر به ساخت پادکست علاقهمندید، این اپیزود نقطهی شروع شماست.امیدواریم لذت ببرید…
0
قسمت صفر پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» از پادکست تصویری کوزی کرنر با حضور حسین نصیری منتشر شد؛ پروندهای که آغاز مسیری تازه است برای بررسی و تحلیل دنیای پادکستهای فارسی. در این اپیزود، حسین نصیری از شکلگیری این پرونده و دلایل اهمیت جریان پادکست فارسی میگوید؛ اگر به ساخت پادکست علاقهمندید، این اپیزود نقطهی شروع شماست. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
خانم «ترلان پروانه» بازیگر سینما و تلویزیون، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ترلان پروانه بیستوهشت سال دارد و بیستوپنج سال است که کار میکند. این جمله را باید دو بار خواند تا سنگینیاش را حس کرد؛ او پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد، دیالوگ حفظ میکرد. پیش از آنکه بداند کلمهها را…
2
خانم «ترلان پروانه» بازیگر سینما و تلویزیون، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ ترلان پروانه بیستوهشت سال دارد و بیستوپنج سال است که کار میکند. این جمله را باید دو بار خواند تا سنگینیاش را حس کرد؛ او پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد، دیالوگ حفظ میکرد. پیش از آنکه بداند کلمهها را چطور روی کاغذ مینویسند، یاد گرفته بود آنها را چطور باید جلوی دوربین زندگی کرد. سهساله بود که برای اولین بار جلوی دوربین ایستاد، و از همان لحظه، کودکیاش با چیزی گره خورد که بیشتر آدمها در بزرگسالی هم فرصت تجربهاش را پیدا نمیکنند: دیده شدن. اما دیده شدن، برای یک کودک، شمشیری دولبه است. وقتی ترلان به مدرسه رفت، همکلاسیهایش قبل از آنکه او خودش را معرفی کند، میشناختندش. او هرگز آن تجربهی ساده و معمولی را نداشت که بچهای ناشناس باشد در حیاط مدرسه؛ بچهای که میتواند اشتباه کند، بیفتد، بلند شود، بیآنکه کسی نگاهش کند. دوران کودکی او همیشه یک تماشاگر اضافه داشت. و نوجوانی، که برای همهی ما پر از خطا و آزمون در خلوت است، برای او در برابر چشم یک جامعه گذشت. در همان سالهایی که همسالانش پشت درهای بستهی اتاقهایشان هویتشان را جستوجو میکردند، ترلان ستارهای بود که هر حرکتش دیده، تفسیر و قضاوت میشد. اولین حواشی بزرگ زندگیاش زمانی سراغش آمدند که هنوز داشت یاد میگرفت خودش کیست. او مجبور بود همزمان دو کار دشوار را انجام دهد: بزرگ شدن، و بزرگ شدن در مقابل چشم دیگران. با این همه، آنچه در مسیر ترلان پروانه بیش از هر چیز به چشم میآید، دوام آوردن است. کودکان بازیگر بسیاری آمدهاند و در همان کودکی ماندهاند؛ اما او از دل آن کودک جلوی دوربین، نوجوانی ساخت که ایستاد، و از دل آن نوجوان، بازیگری که امروز با کولهباری از تجربهای که سنوسالش را به چالش میکشد، هنوز کار میکند. برندهی پروانهی زرین بهترین بازیگر در جشنوارهی فیلم کودک و نوجوان شد، در بیش از شصت اثر سینمایی، تلویزیونی و نمایش خانگی نقش آفرید، و مهمتر از همه، توانست از دل حرفهای که کودکیاش را از او گرفته بود، هویتی برای بزرگسالیاش بسازد. شاید داستان ترلان پروانه، بیش از آنکه داستان یک بازیگر باشد، داستان دخترکیست که هیچوقت فرصت نکرد تماشاگر باشد؛ چون همیشه روی صحنه بود. و حالا، پس از بیستوپنج سال، آمده تا برای یک بار هم که شده، از آنسوی دوربین به مسیر خودش نگاه کند. در این قسمت از کوزی کرنر، همراه ترلان پروانه باشید تا با هم به کودکیای برگردیم که جلوی دوربین گذشت و به آدمی برسیم که از دل آن بیرون آمد. این شما و این گفتوگوی جذاب «ترلان پروانه» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و…
آقای «رضا دریاکناری» هنرمند عکاس، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛رضا دریاکناری کار خود را از دل واقعیت آغاز کرد؛ روزگاری عکاس مستند بود، کسی که دوربینش را رو به جهان همانطور که هست میگرفت و چیزی به آن نمیافزود. اما مستند برای او هرگز نقطهی پایان نبود، مسیری بود که مدام…
1
آقای «رضا دریاکناری» هنرمند عکاس، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ رضا دریاکناری کار خود را از دل واقعیت آغاز کرد؛ روزگاری عکاس مستند بود، کسی که دوربینش را رو به جهان همانطور که هست میگرفت و چیزی به آن نمیافزود. اما مستند برای او هرگز نقطهی پایان نبود، مسیری بود که مدام او را جابهجا میکرد؛ از مستند انسانی به مستند معماری، و از آنجا به پرسشی که مسیر بعدیاش را رقم زد: اگر آدم را از بستر آشنایش بیرون بکشیم و در دل یک فضای متروک و غریب بگذاریم، چه اتفاقی برای تصویر میافتد؟ از همین پرسش بود که بازی جدیتر شد. نور و سایه به کار او راه یافتند، تکنیکهایی مثل دابل اکسپوژر آمدند، و کمکم مستند جای خود را به پرتره داد؛ پرترهای که هیچگاه بیحرکت نماند. گریم اضافه شد، بعد کلاه و لباس، بعد اکسسوار، تا اینکه در جهشی بزرگتر دیگر تنها سوژه نبود که ساخته میشد؛ کل صحنه بود که طراحی میشد. هر عنصری در قاب، از پارچهای که روی یک شانه افتاده تا شیئی که در گوشهی میز نشسته، دیگر تصادفی نبود؛ همهچیز نوشته میشد، مثل کلماتی که کنار هم یک جمله میسازند. اینجا بود که او به آنچه امروز «عکاسی استیجد - عکاسی صحنهآراییشده» مینامدش رسید؛ جایی که هر مهارتی که در طول سالها آموخته، از نورپردازی مستند تا صحنهآرایی پرتره، در خدمت روایت یک داستان کامل قرار میگیرد. عکس دیگر لحظهای ثبتشده نیست، بلکه صحنهایست از یک نمایش که پیش از کلیک دوربین، در ذهن او بهطور کامل اجرا شده. کاراکترها شخصیت دارند، فضا تاریخ دارد، و هر جزئیات کوچک بخشی از یک جهان بزرگتر است که او آن را میسازد تا بعد بتواند از آن عکس بگیرد. در همین مسیر بود که دریاکناری به ریشههای خودش بازگشت. عناصر ایرانی، از یادگارهای دورهی قجر تا شمایلها و اسطورههای بومی، آگاهانه وارد جهان تصویری او شدند؛ نه بهعنوان تزئین، بلکه بهعنوان زبان. نتیجهی این نگاه، جهانیست که همزمان آشنا و غریب است؛ فضایی که رگههایی از نقاشیهای قرونوسطایی و باروک در آن دیده میشود، اما ریشه در خاک ایران دارد. شاید به همین دلیل است که او ترجیح میدهد بعضی از این آثار را روی بوم چاپ کند؛ گویی میخواهد یادآوری کند که مرز میان عکاسی و نقاشی هم، مثل هر مرز دیگری در کار او، ثابت نیست. موسیقی و سینما دو همراه همیشگی این مسیر بودهاند؛ نه بهعنوان الهام گذرا، بلکه بهعنوان زبانی که به او یاد داده چطور یک قاب ساکن هم میتواند ریتم داشته باشد، هم میتواند روایت کند. برای دریاکناری، عکاسی هیچگاه توقف در یک ژانر نبوده؛ بلکه مسیریست از ثبت واقعیت تا ساختن جهانی تازه از دل آن. در این قسمت از کوزی کرنر با رضا دریاکناری دربارهی همین مسیر طولانی از عکاسی مستند…
آقای «علی بهمنی» هنرمند، طراح و مدرس شناختهشدهی هنر اوریگامی، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛علی بهمنی هنرمندیست که جهان خود را از دل سادهترین مادهی ممکن میسازد: یک ورق صاف. او بیآنکه چیزی به کاغذ بیفزاید یا چیزی از آن کم کند، تنها با تازدن، آن را به فرم، حجم و…
0
آقای «علی بهمنی» هنرمند، طراح و مدرس شناختهشدهی هنر اوریگامی، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ علی بهمنی هنرمندیست که جهان خود را از دل سادهترین مادهی ممکن میسازد: یک ورق صاف. او بیآنکه چیزی به کاغذ بیفزاید یا چیزی از آن کم کند، تنها با تازدن، آن را به فرم، حجم و معنا تبدیل میکند؛ گویی هر تا، تصمیمیست میان آنچه هست و آنچه میتواند باشد. «اوریگامی» برای بهمنی نه یک سرگرمی، بلکه نتیجهی یک مسیر طولانیست؛ مسیری که از ژاپن، سرزمین مادری این هنر، شکل گرفت، از دل ریاضیات عبور کرد و در نهایت به جایی رسید که در آن هندسه و احساس، نظم و زیبایی، در یک نقطه به هم میرسند. او که تحصیلکردهی ریاضیات و مطالعات موزه است، اوریگامی را همزمان بهمثابهی علم و هنر میبیند و سالهاست هر دو وجه آن را تدریس میکند. فلسفهی کار بهمنی ریشه در مفهوم تبدیل دارد؛ این باور که میتوان از یک سطح بیشکل، چیزی زنده و پیچیده آفرید، بیآنکه به برش یا چسب نیازی باشد. برای او، تازدن نوعی گفتوگو با ماده است؛ گفتوگویی صبورانه که در آن کاغذ و گاهی فلز مرزهای خود را آشکار میکند. شاید همین نگاه است که بهمنی را از کاغذ فراتر برده. او در پروژهی «Mirrorigami» دست به تازدن ورقهای فلزی برده و از شکنندگی و درخشش آینهکاری ایرانی الهام گرفته است؛ تلاشی برای آنکه یک سنت کهن را در زبان معاصر اوریگامی از نو روایت کند. اینجاست که ریشههای ایرانی او با تربیت ژاپنی این هنر گره میخورند و چیزی تازه میسازند. بهمنی بارها مرزهای این هنر را جابهجا کرده؛ از کاغذ ظریف تا فلز سخت، از طرحهای منتشرشده در کتابها و کنوانسیونهای بینالمللی تا آثاری که در ژاپن، قطر، ایران و امارات به نمایش درآمدهاند. مجموعهی «Patterns & Shadows» او در سال ۲۰۲۲ برندهی جایزهی جشنوارهی هنرهای الفطیم شد. در کنار خلق اثر، بهمنی خود را وقف آموزش هم کرده است؛ از تدریس وجه علمی و هنری اوریگامی در دانشگاهها و مدارس گرفته تا کارگاههای جهانی آنلاین. او در عین حال در دنیای طراحی دیجیتال، رابط کاربری، تجربهی کاربری و موشن نیز فعال است؛ گویی همان منطق تا و فرم را به فضایی دیگر منتقل میکند. برای بهمنی، اوریگامی بیش از آنکه دربارهی کاغذ باشد، دربارهی امکان است؛ اینکه چطور میتوان از سادهترین چیزها پیچیدهترین فرمها را بیرون کشید و چطور یک خط تا میتواند مرز میان ریاضیات و شعر را محو کند. شاید به همین دلیل است که کار او، بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از فرمها باشد، دعوتیست به دیدن دوبارهی چیزهایی که فکر میکردیم میشناسیم. این شما و این گفتوگوی جذاب «علی بهمنی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و…
خانم «سارا شاهرخی»، کارآفرین اجتماعی، بنیانگذار و مدیر سازمان مردمنهاد «ایفا»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او مسیر حرفهای خود در این حوزه را از دل فعالیتهای داوطلبانه و خیریه آغاز کرد؛ جایی که از نزدیک با چهرهی سنتی مبارزه با فقر روبهرو شد؛ چهرهای که در آن، کمکها بیشتر بر تأمین…
0
خانم «سارا شاهرخی»، کارآفرین اجتماعی، بنیانگذار و مدیر سازمان مردمنهاد «ایفا»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ او مسیر حرفهای خود در این حوزه را از دل فعالیتهای داوطلبانه و خیریه آغاز کرد؛ جایی که از نزدیک با چهرهی سنتی مبارزه با فقر روبهرو شد؛ چهرهای که در آن، کمکها بیشتر بر تأمین نیازهای فوری و معیشتی خانوادهها متمرکز بود تا بر ریشهها. همین مواجههی واقعی، نقطهی آغاز پرسشی شد که بعدها به «ایفا» انجامید: آیا میتوان بهجای تسکین موقت درد، بستری برای تغییر پایدار ساخت؟ اما مسیر سارا، تنها به نقد روشهای گذشته محدود نماند؛ او به مرور وارد جهانی تازهتر و جسورانهتر شد؛ جهانی که در آن، فقر دیگر نه یک سرنوشت محتوم، بلکه نتیجهی نبود دسترسی به فرصت و سرمایه دیده میشود. جهانی که در آن، انسان روستایی نه «نیازمندی» که باید از او حمایت شود، بلکه فردی توانمند و باانگیزه است که تنها به یک فرصت احتیاج دارد. سارا در سالهای فعالیت خود، همواره کوشیده مفهوم کمک را از قالبهای کلیشهای و یکسویه فاصله دهد و به سمت ساختن مدلی شخصی، کرامتمحور و چندلایه حرکت کند؛ مدلی که در آن، فناوری مالی، آموزش، اعتماد و سرمایهی اجتماعی، همگی بخشی از یک روایت واحد هستند؛ روایتی که میان «ایفایاران» و «ایفاپذیران» پلی پایدار میسازد. ایفا در هر مرحله از مسیر خود، بخشی تازه از این نگاه را آشکار کرده است؛ از قرضهای خرد و بدون بهره به کسبوکارهای کوچک روستایی، تا پروژههایی بلندپروازانه چون «زاگرس» که در آن، خلق شغل جایگزین برای بومیان منطقه، به ابزاری برای حفاظت از محیطزیست بدل میشود. در نگاه او، توسعه یک «وضعیت» است؛ وضعیتی که همزمان اقتصاد، انسان و طبیعت را در بر میگیرد. او تلاش میکند بهجای ارائهی راهحلهای تکراری و آشنا، تجربهای زیسته و واقعی از تغییر بسازد؛ تجربهای که هم برای کارآفرین محلی معنا داشته باشد و هم برای حامی شهری. آنچه سارا شاهرخی را از بسیاری از فعالان همنسلش متمایز میکند، جسارت او در عبور از مدلهای منسوخ، تجربهگرایی و خروج از منطقهی امن خیریهی سنتی است؛ او همواره کوشیده میان جهان نوآوری مالی و زیست واقعی مردم مناطق محروم پلی ایجاد کند؛ پلی میان سرمایه و کرامت، میان فناوری و انسان، میان فقر و فرصت. در گفتوگو با «کوزی کرنر»، سارا شاهرخی از مسیر شکلگیری ایفا میگوید؛ از سالهای آزمونوخطا، شکستها و آموختهها، از تجربهی «زیما» و برخورد با محدودیتهای رگولاتوری، تغییر نگاهش به فقر و توسعه، و از اینکه چگونه کارآفرینی اجتماعی برای او به راهی برای فهم جامعه و فهم خودش تبدیل شده است. او دربارهی تفاوت رویکرد سنتی و پایدار، مفهوم «توانمندسازی» در برابر «کمک»، فشارهای فعالیت در فضای مردمنهاد، و مواجههی یک کارآفرین با مسئولیت اجتماعیاش صحبت میکند؛ مسیری که در آن، هر پروژه نه فقط یک برنامهی اقتصادی،…
آقای «حامد وحدتینسب» انسانشناس پیشاتاریخ، باستانشناس، زیستشناس و پژوهشگر شناختهشدهی حوزهی تکامل انسان، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او مسیر فکری و حرفهای خود را از زیستشناسی آغاز کرد و بهتدریج با تمرکز بر انسانشناسی و باستانشناسی، به یکی از چهرههای مرجع در مطالعهی انسانهای اولیه، دوران پارینهسنگی و رفتارهای زیستی–فرهنگی انسان…
1
آقای «حامد وحدتینسب» انسانشناس پیشاتاریخ، باستانشناس، زیستشناس و پژوهشگر شناختهشدهی حوزهی تکامل انسان، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ او مسیر فکری و حرفهای خود را از زیستشناسی آغاز کرد و بهتدریج با تمرکز بر انسانشناسی و باستانشناسی، به یکی از چهرههای مرجع در مطالعهی انسانهای اولیه، دوران پارینهسنگی و رفتارهای زیستی–فرهنگی انسان پیشاتاریخ در ایران تبدیل شد؛ مسیری میانرشتهای که به او امکان داده تکامل انسان را نه صرفاً از زاویهی تاریخ، بلکه از دل زیست، مغز، رفتار، بقا و سازگاری بررسی کند. حامد وحدتینسب با نگاهی علمی و در عین حال روایتمحور، به این پرسش بنیادین میپردازد که «چرا انسان، انسان شد؟»؛ پرسشی که او در پژوهشها و گفتوگوهایش با تکیه بر شواهدی چون ابزارهای سنگی چند میلیون ساله، ایستادن روی دو پا، شکار مستمر، شکلگیری زبان، کار گروهی و انتقال دانش میان نسلها واکاوی میکند. از نگاه او، خلاقیت نه یک جهش ناگهانی، بلکه قابلیتی تدریجی و طیفی است که در بستر بقا شکل گرفته و بدون آن، مغز بزرگ انسان نه مزیت، بلکه مانعی برای ادامهی حیات بود. او سالهاست تمرکز اصلی خود را بر مطالعهی پارینهسنگی، فناوری ابزارهای سنگی، انسانهای اولیه و مسیر پراکندگی و استقرار آنها در فلات ایران و مناطق پیرامونی گذاشته و تلاش کرده است تصویری دقیق، مستند و بهدور از روایتهای اسطورهای یا سادهانگارانه از گذشتهی دور انسان ارائه دهد؛ تصویری که گذشته را نه افسانه، بلکه دادهای زنده برای فهم اکنون میداند. در کنار فعالیتهای دانشگاهی و پژوهشی، وحدتینسب در حوزهی ترویج علم نیز حضوری پررنگ دارد. او با سخنرانیها، نوشتهها و حضور در رسانهها و پادکستها، مفاهیم پیچیدهی انسانشناسی و باستانشناسی را به زبانی قابلفهم برای مخاطب عمومی توضیح میدهد و میکوشد میان دانش تخصصی و کنجکاوی عمومی پلی پایدار بسازد. او میزبان پادکست «خداحافظ آفریقا» و هممیزبان پادکست «بنفش» است؛ فضاهایی که در آنها علم، روایت و پرسشگری به هم میرسند و گذشتهی انسان به آینهای برای اندیشیدن به امروز و فردای ما تبدیل میشود. این شما و این گفتوگوی جذاب «حامد وحدتینسب» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
آقای «گُربه» هنرمند گرافیتی و تصویرساز شناختهشدهی هنر شهری ایران، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛گُربه هنرمندیست که آگاهانه هویت شخصی خود را پشت یک کاراکتر پنهان کرده؛ کاراکتری با ماسک گربه که سالهاست شبانه در خیابانها، دیوارها و زیر پوست شهر زندگی میکند. «گربه» نه صرفاً یک نام هنری، بلکه نتیجهی یک…
0
آقای «گُربه» هنرمند گرافیتی و تصویرساز شناختهشدهی هنر شهری ایران، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ گُربه هنرمندیست که آگاهانه هویت شخصی خود را پشت یک کاراکتر پنهان کرده؛ کاراکتری با ماسک گربه که سالهاست شبانه در خیابانها، دیوارها و زیر پوست شهر زندگی میکند. «گربه» نه صرفاً یک نام هنری، بلکه نتیجهی یک مسیر طولانی از جستوجو، تجربه و آزمونوخطاست؛ مسیری که از نقاشیهای کودکی آغاز شده، از گرافیتیِ دوران نوجوانی عبور کرده و در نهایت به خلق یک شخصیت مستقل رسیده که میتواند همزمان گرافیتی باشد، استریتآرت باشد، استیکر شود، پیستآپ و اینستالیشن باشد، کتاب شود یا حتی وارد دنیای برندها و کاراکترهای تجاری شود. فلسفهی گربه ریشه در مفهوم آزادی دارد؛ آزادیِ گربههای خیابانی که شب میآیند و صبح میروند، دیده میشوند اما قابل شناسایی نیستند. برای خالقش، گربه امکانیست برای گفتن حرفهایی که شاید در قالب هویت واقعی پرهزینه، پرریسک یا حتی ناممکن باشد. گربه میتواند گستاختر، شجاعتر، منتقدتر و رهاتر عمل کند؛ میتواند به مسائل اجتماعی، شخصی و احساسی واکنش نشان دهد و در عین حال فاصلهای امن میان هنرمند و اثرش ایجاد کند. این دوگانگی اینکه گاهی خود گربه است، گاهی خالق او و گاهی راوی داستانش بخشی جداییناپذیر از زیست هنری اوست. برای گربه، هنر خیابانی صرفاً یک خروجی بصری نیست؛ ترکیبیست از اثر و واکنش. او بارها آثارش را در شهر نصب کرده و از دور واکنش رهگذران را تماشا کرده است؛ نگاهها، مکثها، بیتفاوتیها یا حتی تخریبها. این تعامل زنده با شهر، برای او به همان اندازهی خود اثر اهمیت دارد. در کنار فعالیتهای خیابانی، گربه بهعنوان تصویرساز و طراح کاراکتر نیز شناخته میشود. او شخصیتهایی برای برندها و فضاهای مختلف خلق کرده؛ کاراکترهایی که از دل همان جهان فانتزی بیرون آمدهاند اما وارد زندگی واقعی شدهاند. گربه ترجیح میدهد دیده نشود تا دیده شود؛ بایستد و تماشا کند تا قضاوت شود. او باور دارد که اثر باید حرف بزند، نه چهرهی خالق. شاید به همین دلیل است که گربه، بیش از آنکه صرفاً یک هنرمند خیابانی باشد، یک جهان روایی زنده است؛ جهانی که هر روز میتواند شکل تازهای به خود بگیرد و همچنان آزاد بماند. این شما و این گفتوگوی جذاب «گربه» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
خانم «میترا شاهسوند» طراح برند، استراتژیست ارتباطات و از چهرههای خلاق و تأثیرگذار طراحی هویت برند در ایران، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او فعالیت حرفهای خود را از دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و خیلی زود دریافت که زیبایی بدون معنا ماندگار نیست. همین نگاه فلسفی او را راهی…
0
خانم «میترا شاهسوند» طراح برند، استراتژیست ارتباطات و از چهرههای خلاق و تأثیرگذار طراحی هویت برند در ایران، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ او فعالیت حرفهای خود را از دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و خیلی زود دریافت که زیبایی بدون معنا ماندگار نیست. همین نگاه فلسفی او را راهی لندن کرد تا در رشتهی «تایپوگرافی در ارتباطات تصویری» در کالج ارتباطات لندن و سپس «رسانه و ارتباطات» در دانشگاه لستر تحصیل کند؛ جایی که نگاهش به نقش زبان و روایت در شکلگیری برندها عمیقتر شد. پس از چند سال فعالیت در لندن، میترا به ایران بازگشت و استودیوی برندینگ خود را در تهران تأسیس کرد؛ جایی که طراحی را نه صرفاً یک ابزار، بلکه فرآیند کشف هویت برند میداند. او در پروژههای خود برند را «داستانی زنده» میبیند که از دل فرهنگ و تجربهی انسانی زاده میشود. در سالهای اخیر، مسیر کاری او با تجربهای عمیق از زندگی پیوند خورد؛ همزمان با مراقبت از مادر بیمار و دوران پاندمی کرونا، دو پروژهی مهم My Lady و My Baby را خلق کرد—برندهایی که به گفتهی خودش «از دل رنج، عشق و آموختنِ مادر بودن» زاده شدند. میترا شاهسوند در رویدادهایی چون تداکستهران سخنرانی کرده و داور جشنوارههای بینالمللی طراحی بوده است. آثارش در جشنوارهی خلاقیت گرِتی فرانسه مورد تقدیر قرار گرفته و در دانشگاه تهران به تدریس برندینگ و روایت برند پرداخته است. نگاه او به طراحی تلفیقی از شهود و منطق است؛ جایی میان علم و احساس، میان روایت و استراتژی. او معتقد است: «خودشناسی به خلاقیت کمک میکند و خلاقیت به خودشناسی.» میترا شاهسوند امروز تنها یک طراح نیست؛ او روایتگری معاصر است که از میان فرم و رنگ، زبان تازهای برای بیان هویت میسازد و باور دارد: «برند، همان داستانیست که ما دربارهی خودمان باور میکنیم.» این شما و این گفتوگوی جذاب «میترا شاهسوند» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
آقای «کیان پورتراب» موزیسین، آهنگساز، ترانهسرا، تنظیمکننده و خوانندهی آلترناتیو راک و پاپ، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او فعالیت حرفهای خود را از سالهای نوجوانی و با حضور در فضای موسیقی راک مستقل ایران آغاز کرد؛ جایی که بهعنوان یکی از اعضای گروه «کامنت» شناخته شد؛ گروهی که برای بسیاری از…
0
آقای «کیان پورتراب» موزیسین، آهنگساز، ترانهسرا، تنظیمکننده و خوانندهی آلترناتیو راک و پاپ، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ او فعالیت حرفهای خود را از سالهای نوجوانی و با حضور در فضای موسیقی راک مستقل ایران آغاز کرد؛ جایی که بهعنوان یکی از اعضای گروه «کامنت» شناخته شد؛ گروهی که برای بسیاری از مخاطبان نسل جوان، یکی از متفاوتترین و تأثیرگذارترین پروژههای موسیقی آلترناتیو فارسی بود. اما مسیر هنری کیان، تنها به فعالیت گروهی محدود نماند؛ او به مرور، وارد جهان شخصیتر و مستقلتری شد؛ جهانی که در آن، موسیقی برایش به بستری برای تجربه، کشف و بیان لایههای عمیقتر ذهن و احساس تبدیل شد. جهانی که در آن موسیقی تنها ابزار سرگرمی نیست، بلکه راهی برای بیان بحرانهای درونی، تنهایی، خشم، عشق، فروپاشی و بازسازی انسان معاصر است. کیان در سالهای فعالیت خود، همواره تلاش کرده موسیقی را از قالبهای کلیشهای رایج فاصله دهد و به سمت ساخت فضایی شخصی، صادقانه و چندلایه حرکت کند؛ فضایی که در آن، صدا، سکوت، نویز، شعر و احساسات خام، همگی بخشی از روایت هستند. کیان پورتراب در هر دوره از فعالیت هنریاش، بخشی تازه از جهان ذهنی خود را آشکار کرده است؛ از قطعاتی که بر پایهی خشم، اضطراب و بیقراری ساخته شدهاند تا آثاری که به سکوت، تنهایی، پذیرش و مواجههی انسان با خودش نزدیک میشوند. در نگاه او، موسیقی یک «وضعیت» است؛ وضعیتی که میتواند هم پناهگاه باشد و هم میدان نبرد. او تلاش میکند بهجای ساختن موسیقی صرفاً خوششنیدنی، تجربهای احساسی و زیسته خلق کند؛ تجربهای که شنونده را وارد فضای ذهنی و عاطفی اثر کند. آلبومها و پروژههای موسیقایی کیان پورتراب، هرکدام نمایندهی بخشی از این مسیر تحول هستند؛ مسیری که از صداهای خشنتر و بیرونی آغاز میشود و به جهانهای شخصیتر، تاریکتر و تأملبرانگیزتر میرسد. او از آن دسته هنرمندانی است که بیش از آنکه به تکرار موفقیتهای گذشته فکر کنند، در تلاشاند هر بار جهان تازهای را تجربه و خلق کنند. آنچه کیان پورتراب را از بسیاری از موزیسینهای همنسلش متمایز میکند، جسارت او در تغییر، تجربهگرایی و عبور از منطقهی امن است؛ او همواره کوشیده میان موسیقی مستقل جهانی و زیست شخصی ایرانی پلی ایجاد کند؛ پلی میان اضطراب نسل امروز، تنهایی شهری، بحران هویت و میل به خلق. در گفتوگو با «کوزی کرنر»، کیان پورتراب از مسیر شکلگیری هویت موسیقاییاش میگوید؛ از سالهای تجربه، شکست، آزمونوخطا، تأثیر موسیقی راک و آلترناتیو، تغییر نگاهش به صدا و ساختار، و از اینکه چگونه موسیقی برای او به ابزاری برای فهم جهان و فهم خودش تبدیل شده است. او دربارهی تفاوت دورههای مختلف کاریاش، تغییر فضای آلبومها، مفهوم «بلوغ هنری»، فشارهای فعالیت مستقل، و مواجههی یک هنرمند با جهان درونیاش صحبت میکند؛ مسیری که در آن، هر آلبوم نه فقط مجموعهای از قطعات، بلکه…
آقای «امیدرضا کاظمی» مشاور توسعهی کسبوکار در صنعت گردشگری و مهماننوازی، پژوهشگر و فعال فرهنگی در حوزهی هتلداری، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او از چهرههای شناختهشدهی صنعت میزبانی ایران است؛ از نخستین دانشآموختگان هنرستان هتلداری ایران که پس از تجربهی کار در هتلهای بزرگ تهران، مسیر خود را از مدیریت اجرایی…
0
آقای «امیدرضا کاظمی» مشاور توسعهی کسبوکار در صنعت گردشگری و مهماننوازی، پژوهشگر و فعال فرهنگی در حوزهی هتلداری، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ او از چهرههای شناختهشدهی صنعت میزبانی ایران است؛ از نخستین دانشآموختگان هنرستان هتلداری ایران که پس از تجربهی کار در هتلهای بزرگ تهران، مسیر خود را از مدیریت اجرایی به تفکر و بازتعریف فلسفهی «میزبانی ایرانی» گسترش داد. نگاه او به میزبانی صرفاً یک شغل یا مهارت خدماتی نیست، بلکه گفتوگویی فرهنگی میان آداب و اصول است، جایی که «آداب»، ریشه در ادب و فرهنگ دارد و از دل رابطهی زندهی میزبان و مهمان زاده میشود، و «اصول»، ساختاری است که با گذر زمان باید دوباره بازخوانی و بازتعریف شود. امیدرضا در دوران کاریاش در پروژههایی چون هتل تاریخی سرای عامریها در کاشان، هتل آتنا تهران، هتل بوتیک سوريجان، و در همکاری با مجموعههایی همچون گروه سورینت و شرکت عظام، نقش کلیدی در شکلگیری جریان تازهای از بازآفرینی بناهای تاریخی و تجربهی سفر ایرانی ایفا کرده است؛ جریانی که بعدها در سراسر ایران ادامه پیدا کرد و به شکلگیری بوتیکهتلها و اقامتگاههای بومی انجامید. اما آنچه امیدرضا را از دیگر فعالان صنعت هتلداری متمایز میکند، زاویهی نگاه انسانی و فرهنگی اوست؛ او باور دارد که میزبانی، بیش از هر چیز یک فرآیند پرورش است. همانطور که خودش میگوید: «آداب، پروروندنی است، دیکتهشدنی نیست. ادب را باید در زمان کاشت، در تعامل آموخت و در معاشرت تجربه کرد.» او میکوشد نشان دهد که مهماننوازی در ایران نه وارداتی از غرب، بلکه بخشی از ژن فرهنگی و تاریخی ماست؛ مفهومی که در معماری خانهها، در شاهنشینها و حیاطهای بیرونی، در فرهنگ همسفرهگی و همنشینی و در قهوهخانههای بوشهر و حیاطهای کویری کاشان ریشه دارد. در نگاه او، «خانه ایرانی» نه فقط مکانی برای اقامت، که تجلی روح ارتباط، ادب و گفتوگوست. در گفتوگو با «کوزی کرنر»، امیدرضا کاظمی از تاریخ نانوشتهی صنعت گردشگری در ایران سخن میگوید؛ از جریانهایی که از دههی چهل آغاز شد، در دههی شصت زیر خاکستر ماند، و در دههی نود دوباره گل داد. او از نسل مدیرانی است که میکوشند استاندارد جهانی را در چارچوب آداب ایرانی بازتعریف کنند و در این مسیر، میان «اصول جهانی» و «روح بومی» پلی زنده بسازند. در کارنامهی او، علاوه بر مدیریت و مشاوره، نقشهای آموزشی و پژوهشی پررنگی دیده میشود؛ از تدریس در حوزهی مدیریت رستوران و بوتیکهتل گرفته تا راهاندازی پلتفرم میزبین که ترکیبی از فناوری و تجربهی انسانی را وارد صنعت میزبانی کرده است. نگاه امیدرضا کاظمی به میزبانی، نگاهی شاعرانه و فلسفی است؛ او معتقد است میزبانی، آیینهای از فرهنگ ماست؛ جایی که شأن میزبان نه در خدمت، بلکه در همنشینی معنا مییابد. این شما و این گفتوگوی جذاب «امیدرضا کاظمی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید…
خانم «فرشته حداد» و آقای «آرش آکند»، طراح، هنرمند و بنیانگذاران برند ایرانی «فَرموک»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛«فرموک» برندی است زادهی خیال، صبر و تجربه، که از مرز میان هنر و فشن عبور کرده و کلاه و لباس را از یک پوشش ساده به اثری هنری، شخصی و روایتگر بدل…
0
خانم «فرشته حداد» و آقای «آرش آکند»، طراح، هنرمند و بنیانگذاران برند ایرانی «فَرموک»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ «فرموک» برندی است زادهی خیال، صبر و تجربه، که از مرز میان هنر و فشن عبور کرده و کلاه و لباس را از یک پوشش ساده به اثری هنری، شخصی و روایتگر بدل کرده است. فرشته حداد، با پیشزمینهای در طراحی گرافیک، تئاتر و کاستومدیزاین، و آرش آکند، با ذهنی نقاشانه و نگاهی مجسمهسازانه به فرم، بیش از یک دهه است که در کنار هم «فرموک» را چون اثری زنده میتنند؛ اثری که در آن هر کلاه و لباس نه صرفاً محصول، بلکه روایت است؛ روایتی از هویت، فرم، و خیال انسانی. نام «فرموک» خود حامل داستانی کهن است؛ واژهای برگرفته از اسطورهی یونانی سه الههی سرنوشت که رشتهی عمر آدمیان را با ابزاری به نام فرموک میریسیدند. آرش آکند، که در ابتدا دنیای نقاشی و تصویرسازی را دنبال میکرد، از تجربهی ساخت کلاه به عنوان سفری درونگرایانه یاد میکند؛ سفری که در آن آموخت «هنرمند در صبر زاده میشود». او ساخت کلاه را به مجسمهسازی تشبیه میکند، جایی که قالبها شکسته میشوند و فرمها از دل آزمون و خطا پدید میآیند. در نگاه او، کلاه «بومی برای نقاشی» است؛ بومی که اینبار بر سر انسان مینشیند و به بخشی از هویت او بدل میشود. فرموک، که در آغاز تنها تجربهای شخصی در ساخت کلاه بود، امروز به برندی مستقل در مرز میان هنر، فشن و طراحی مفهومی بدل شده است؛ برندی که با الهام از سنت «کلاهمالی» ایرانی و با ترکیب متریالهایی چون نمد، پشم خرگوش و سمور، فرآیندهایی کاملاً دستساز و غیرتکراری را خلق میکند. در کارنامهی این دو هنرمند، علاوه بر طراحی و تولید آثار دستساز، همکاری با پروژههای سینمایی و برندهای فرهنگی نیز به چشم میخورد؛ از طراحی کاستوم برای فیلمها تا خلق کالکشنهایی مفهومی که میان مد، روایت و فرهنگ ایرانی پلی تازه میسازند. اما آنچه «فرموک» را از سایر برندهای فشن متمایز میکند، نگاه فلسفی آن به انسان و پوشش است. در این جهان، کلاه تنها پوشش سر نیست؛ نمادی است از تفکر، از آگاهی، از قصهای که هر فرد بر سر مینهد. و در نهایت، «فرموک» نه صرفاً یک برند، بلکه گفتوگویی زنده میان اسطوره، انسان و هنر است؛ جایی که فرم به معنا میرسد، و معنا بر سر آدمی مینشیند. این شما و این گفتوگوی جذاب «فرشته حداد»، «آرش آکند» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر. امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید. از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
بیش از پنجاه روز از توقف فعالیت کوزی کرنر گذشته؛ پنجاه روزی که برای خیلیهامان فقط عدد نبود؛ زمستانی بود که با خودش سوگ آورد؛ سوگی که ردش هنوز روی صورت شهرها مانده؛ روی دل آدمها؛ روی گفتگوهایی که نیمهتمام ماندند.دیماه ۱۴۰۴ برای ایران فقط یک ماه نبود؛ فصلی بود که به صورت جمعی عزادار…
0
بیش از پنجاه روز از توقف فعالیت کوزی کرنر گذشته؛ پنجاه روزی که برای خیلیهامان فقط عدد نبود؛ زمستانی بود که با خودش سوگ آورد؛ سوگی که ردش هنوز روی صورت شهرها مانده؛ روی دل آدمها؛ روی گفتگوهایی که نیمهتمام ماندند. دیماه ۱۴۰۴ برای ایران فقط یک ماه نبود؛ فصلی بود که به صورت جمعی عزادار شدیم؛ و وقتی یک جامعه عزادار میشود، صداها آهستهتر و کلمات محتاطتر میشوند؛ و سکوت معنای دیگری پیدا میکند. در چنین روزهایی بیش از همیشه فهمیدیم که جامعهی ما به چه چیزی نیاز دارد: به همدلی. به گفتوگو. به خلاقیت. خلاقتر شدن نه به معنای ساختن چیزهای عجیب، بلکه به معنای پیدا کردن راههای تازه برای مواجهه با مسائل پیچیدهای که دورمان را گرفتهاند. در همین ایام سکوت، پروژهی مستقل کوزی کرنر دو ساله شد؛ پروژهای که با شما رشد کرد؛ از مرز ۲۲۰ هزار نفر مخاطب گذشت؛ ۱۱۳ گفتوگوی صوتی و تصویری منتشر شد؛ نسخههای ویدیویی بیش از ۳ میلیون بار دیده و نسخههای صوتی بیش از ۱ میلیون بار شنیده شدند؛ و میکروکانتنتهای کوزی کرنر در شبکههای اجتماعی بیش از ۱۰۰ میلیون بار بازدید داشتند. اما راستش را بخواهید، هیچکدام از این اعداد مهمتر از یک چیز نیستند: اینکه شما کنار ما بودید. اگر گفتوگویی شکل گرفت، اگر جملهای جایی نشست، اگر لحظهای الهامبخش شد، به خاطر همراهی شما بود. برای تکتک آن لحظهها ممنونیم. ما همیشه تلاش کردهایم در هر شرایطی راه ارتباط را باز نگه داریم؛ به همین دلیل، با حضور رسمی در پلتفرم آپارات تلاش کردیم تحت هیچ شرایطی این رابطه قطع نشود. از این پس، همزمان با انتشار اپیزودهای جدید، نسخهی ویدیویی آنها نیز در آپارات منتشر خواهد شد و گفتوگوهای پیشین هم به مرور در آنجا در دسترس قرار میگیرند. اگر میخواهید این مسیر ادامه داشته باشد، اگر گفتگو برای شما هم هنوز مهم است، با عضویت در کانال رسمی کوزی کرنر در آپارات همراه ما بمانید. در پایان، آرزوی سلامتی و آرامش برای تمام ایرانیان داریم. و امیدواریم دوباره بتوانیم کنار هم گفتوگو کنیم. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.