جستجو در جاوو

رواق / Ravaq

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد ۱۴۶

رواق / Ravaq
70 دقیقه

درباره این اپیزود

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود

meybaha@gmail.com

غزل نمره ۱۴۶

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

صبا وقت سحر بویی ز زلف يار می‌آورد

دل (دیوانه‌ی) شوريده‌ی ما را (ز

نو) به بو در کار می‌آورد

من آن شکل (شاخ) صنوبر را ز باغ (سینه) ديده برکندم

که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار می‌آورد

فروغ ماه می‌ديدم ز بام قصر او روشن

که روی از شرم آن خورشيد در ديوار می‌آورد

ز بيم غارت عشقش دل (اندر) پرخون رها کردم

ولی می‌ريخت خون و ره بدان هنجار می‌‌آورد

به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بی‌گه

کز آن راه گران (منزل) قاصد خبر دشوار می‌آورد

سراسر بخشش جانان طريق لطف و احسان بود

اگر تسبيح می‌فرمود اگر زنار می‌آورد

عَفَاالله چين ابرويش اگر چه ناتوانم کرد

به عشوه‌ت هم پيامی بر سر بيمار می‌آورد

عجب می‌داشتم ديشب ز حافظ جام و پيمانه

ولی منعش نمی‌کردم که صوفی‌وار می‌آورد

Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations